قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4651

تاريخ الفي ( فارسى )

شاه محمود خبر شد كه پهلوان خرّم با پانصد سوار به اردوى شاه شجاع مىرود . جمعى كثير را بر سر راه فرستاد . چون پهلوان خرّم دانست كه مقاومت با آن لشكر نمىتواند نمود ، كس نزد شاه شجاع فرستاد و شاه شجاع به نفس خود با دو هزار سواره ايلغار كرده به كمك او رفت و تا رسيدن شاه شجاع ، پهلوان پشت به كوهى داده خود را محافظت مىنمود . كار بر وى به غايت تنگ شده بود كه كمك رسيد . لشكر شيراز را به اول حمله گريزانيد و خلقى كثير به قتل رسيد و دويست سوار جبّه‌پوش در آبى كه بر سر راه ايشان بود غرق شدند . بعد از اين فتح ، شاه شجاع به جانب شيراز روان شده يك طرف معسكر او و طرف ديگر لشكرگاه شاه محمود شد . در غيبت شاه محمود ، زن او ، خان سلطان كه دختر [ امير غياث الدين ] كيخسرو بن محمود شاه اينجو « 1 » بود ، به نوعى به محافظت شهر قيام مىنمود كه مزيدى بر آن متصور نبود . تمام شب و روز بر گرد برج و باره مىگشت . روزى از اسب افتاد و سه استخوان پهلويش بشكست و همان لحظه شكسته را بسته باز سوار شد . فى الجمله آن دو سپاه رزمخواه در برابر يكديگر صف‌آرا شدند و آنچه قدرت بشرى به آن وفا نمايد در مراسم حرب سعى نمودند . بالاخره شكست بر شاه محمود افتاد و به شهر گريخت و شاه شجاع او را محاصره كرد . بعد از چهار روز شيرازيان كه خواهان شاه شجاع بودند ، در مقام دادن شهر شدند . شاه محمود مطلع شد . بالضروره با جمعى از خواص و مقرّبان عزيمت اصفهان نمود . در راه سلطان احمد برادرش جدا شده نزد برادر بزرگ آمد و شاه شجاع مظفر و منصور با فتح روان به شهر شيراز شد . « 2 » و سلطان اويس به سبب مخالفت كاووس شيروانى عزيمت آن طرف داشت كه خبر ياغى شدن خواجه مرجان در بغداد رسيد . [ 456 ب ] سلطان دفع دشمن خانگى را اولى دانسته به دار السلام روان شد و به موسم بهار به بغداد رسيد . خواجه مرجان ، بندى « 3 » را كه بر سر راه بود گشاده چهار فرسخ آب گرفت . سلطان طايفه‌اى از امرا را به راه نعمانيه روان كرد و كسان به طلب كشتى به كنار آب فرستاد . از حسن طالع پانصد كشتى به دست افتاد و امرا خبر فرستادند كه « فردا صبح جنگ است اگر سلطان مدد نمايد ، فتح ميسر است . » سلطان در شب از دجله بگذشت و صبح به جنگگاه رسيده مخالفان به مجرّد رسيدن

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : اينجر . اينجو به زبان مغولى به معنى املاك خاصهء سلاطين مغول است و چون امير محمود شاه در شيراز متصدى املاك خاصهء سلاطين مغول بود ، بدين نحو به اينجو شهرت يافت . - يادداشتهاى محمّد قزوينى . ( 2 ) . فارسنامه : « و در اقامهء نماز جمعه و جماعت و امر به معروف و نهى از منكر و زجر فسّاق و منع فجّار و استحكام قواعد شرع و تعمير مساجد و بقاع سعى بليغ فرمود و مجالست علماء و فضلاء را اختيار كرد . . . و وزارت بر خواجه قطب الدين سليمانشاه داشت . » ( 3 ) . مطلع السعدين : بند خورج ؛ ذيل جامع التواريخ : بند قريش .